خرید بک لینک
به این فکر میکردم که آدم زنده باشد و بدنش شروع کند به تجزیه شدن. نمیدانم بعد از مرگ چه اتفاقی برای بدن میافتد. میگندد و کرم میزند و چه و چه. فکر میکردم که آدم زنده باشد و عین به عین یک همچین چی

برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 12:56

من فکر میکردم که قرار است طور دیگری باشد. وگرنه اگر بنا بر خرابیست، من که خوب بلدم.

Ye tari mo çul aimom o ye tari pešk mixarom mo ke bio sei ko.

برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 12:56

یک عده دارند مرا تهدید میکنند. تهدیدهای سفت و سخت. من خوب نمیشناسمشان. فقط یک چیزهایی توانستهام ازشان بفهمم. از دور به نظر لباسهای سیاه کردهاند تنشان و از نزدیک قرمز، و شاید هم برعکس. نمیتوانم ا

برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 12:56

صفحه بندی